همسردارى

همسردارى0%

همسردارى نویسنده:
گروه: کتابخانه زن و خانواده

همسردارى

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: ابراهيم امينى
گروه: مشاهدات: 19818
دانلود: 3471

توضیحات:

همسردارى
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 74 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 19818 / دانلود: 3471
اندازه اندازه اندازه
همسردارى

همسردارى

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

منزل مرتب

يك منزل مرتب كه هر يك از اسباب و لوازم زندگى در جاى‏مخصوص و مناسب قرار گرفته باشد از جهاتى بر يك منزل شوريده ودرهم و برهم مزيت دارد.

اولا نظم و ترتيب مخصوص به منزل صفا و رونق و زيبايى‏مى‏بخشد،تماشاى تكرارى خانه نه تنها موجب ملال نميشود بلكه‏مسرت‏بخش و دلپذير خواهد بود.

ثانيا انجام كارهاى خانه‏دارى را آسان ميكند،اوقات كدبانوى خانه‏بيهوده تلف نميشود زيرا به هر چيز احتياج پيدا كرد ميداند كجاست،براى پيدا كردن آن معطل نميشود،در نتيجه كارها به آسانى انجام مى‏پذيرد و خانم‏را وامانده و خسته نميگرداند.

ثالثا رونق و صفاى محيط مرتب منزل كه از ذوق و سليقه كدبانوى‏خانه حكايت ميكند مرد را به خانه و زندگى علاقه‏مند ساخته از خطرات‏ولگردى و وقوع در دامهاى فساد محفوظش ميدارد.

رابعا چنين خانه مرتبى اسباب آبرو و سرافرازى خانواده بوده‏هر كس آنرا ببيند از زيبايى آن لذت مى‏برد و به ذوق و سليقه كدبانوى خانه‏آفرين خواهد گفت.

با خريد و تهيه اسباب لوكس زندگى زيبا نميشود بلكه نظم و ترتيب‏خاص زيبايى بوجود مي آورد،خود شما حتما خانواده‏هاى مرفه و ثروتمندى‏را ديده‏ايد با اينكه از انواع و اقسام گوناگون لوازم لوكس زندگى‏برخوردارند اما زندگى آنها چون درهم و برهم است صفا و رونقى ندارد وديدن آن ملال‏آور است،به عكس خانواده‏هاى فقيرى را ديده‏ايد كه در عين‏فقر و ندارى، زندگى زيبا و مسرت‏بخشى دارند،چون همان اسباب و لوازم‏مختصر،مرتب و منظم و تميز است،اصولا مگر زيبايى جز نظم و ترتيب‏خاص چيز ديگرى است؟

بنابراين،يكى از وظائف مهم خانه‏دارى رعايت نظم و ترتيب‏است،خانمهاى خوش سليقه و كدبانو خودشان بهتر ميدانند اسباب و لوازم‏خانه را چگونه مرتب سازند ليكن در عين حال يادآورى نكات زير بى‏فائده‏نيست:

اسباب و لوازم منزل را درجه‏بندى نموده براى هر نوعى از آنهاجاى مخصوصى انتخاب نماييد،همه ظرفها را يك جا روى هم نريزيد، ظرفهايى را كه مورد احتياج هميشگى است در دسترس قرار دهيد،اسباب‏شيرينى خورى و آجيل خورى را در يك جا قرار دهيد، ظرفهاى‏شربت‏خورى جاى مخصوص داشته باشند،يك جا را اختصاص بدهيد به‏اسباب چايخورى،اسباب و ظروف غذاخورى را در يك جا قرار بدهيد،قاشق و كارد و چنگال جاى مخصوصى داشته باشند،اسباب و لوازم‏ميوه‏خورى را در يك جا بگذاريد،ظرفهاى ماست‏خورى و مرباخورى‏جاى مخصوصى داشته باشند،و به طور خلاصه اسباب و لوازم زندگى به‏قدرى مرتب باشد كه خود شما و شوهرتان و فرزندانتان جاى مخصوص‏آنها را بدانند به طوريكه اگر در شب تار هم خواستيد آنها را پيدا كنيدبتوانيد مستقيما به سراغشان برويد.

شايد بعضی خانمها بگويند:برنامه مذكور براى اعيان و اشراف‏خوب است كه زندگى مفصلى دارند،اما براى زندگانى فقيرانه ما اين همه‏تشريفات ضرورت ندارد،ليكن خاطر نشان ميشود كه اسباب و لوازم‏زندگى به هر حال بايد مرتب باشد،چه فقير چه غنى.شخص فقير هم بايدهمان اسباب و لوازم مختصر خويش را مرتب سازد،مثلا همه ظروف‏ خانه‏اش را ميتواند در يك جاظرفى قرار بدهد ليكن هر گوشه‏اى از آنرابراى يك نوع ظرف اختصاص بدهد، لباسهاى تابستانى را در يك جا ولباسهاى زمستانى را در جاى ديگر قرار بدهيد،لباسهاى خودتان را دريك جا و لباسهاى شوهرتان را در يك جا و لباسهاى فرزندانتان را درجاى مخصوص بگذاريد،لباسهاى مورد احتياج هميشه را در دسترس‏بگذاريد و لباسهاى ديگر را در جايى محفوظتر،لباسهاى نشسته را درجاى مخصوص بريزيد،رختخوابهاى مورد لزوم در دسترس باشد ليكن رختخوابهاى مهماندارى را كنار بگذاريد،بعد از صرف غذا ظرفهاى‏چرب و نشسته را فورا جمع كنيد و براى شستن در جاى معين بگذاريد،هريك از اسباب و لوازم زينت اتاق را در جاى مناسب قرار دهيد كه هميشه‏در آنجا باشد،لباسهاى خودتان و فرزندانتان در گوشه و كنار اتاق پراكنده‏نباشد بلكه آنها را در كمد مخصوص يا روى چوب لباسى بيندازيد،به‏كودكانتان توصيه كنيد كه اسباب و لوازم خودشان را از قبيل لباس و كتاب‏هميشه در جاى مخصوص بگذارند،مطمئن باشيد كه اگر شما نظم و ترتيب‏را كاملا رعايت كنيد كودكانتان نيز با همين وضع عادت خواهند كرد.

زنهاى بى‏انضباط براى اينكه خودشان را بي گناه معرفى كنندشوريدگى منزل را به گردن بچه‏ها ميگذارند،در صورتيكه اين موضوع‏اشتباه است زيرا بچه‏ها از پدر و مادر تقليد مينمايند،اگر پدر و مادر منظم‏باشند آنها هم منظم تربيت ميشوند،بچه‏ها در آغاز امر با رعايت نظم وترتيب مخالف نيستند بلكه بدان اظهار علاقه مينمايند.ليكن وقتى اوضاع‏نامنظم داخلى را مشاهده نمودند از آنها درس زندگى مي آموزند.

پول و اوراق بهادار از قبيل چك و سفته و اسناد و مدارك را درجاى محفوظى بگذاريد كه در دسترس بچه‏هاى كوچك نباشد،زيرا ممكن‏است در اثر غفلت از بين بروند و ضررهايى به شما وارد گردد،زدن و تنبيه‏كردن بعد از عمل سودى ندارد،علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد، بچه‏نادان گناهى ندارد،تقصير از جانب مادر بى‏انضباط است كه اشياءارزشدار را در دسترس او قرار داده است.

به داستان زير توجه فرماييد:«مردى سه هزار تومان به همسر خودسپرد و تاكيد كرد پولها را در محل امنى نگهدارى كند...پولها را لب تاقچه گذاشت و براى انجام كار كوچكى بيرون رفت وقتى به اطاق برگشت پولهارا نديد.هراسان به اطراف نگاه كرد ديد طفل پنج ساله چيزى را در باغچه‏حياط مى‏سوزاند و شادى ميكند.مادر به قدرى عصبانى شد كه طفل‏پنج ساله را بلند كرد و به زمين كوبيد،طفل جابه جا مرد،مادر وحشت زده به‏جسد بيجان طفل نگاه ميكرد شوهرش از در وارد شده توضيح خواست،زن جريانرا تعريف كرد،مرد عصبانى شد و كتك مفصلى به همسرش زد،سوار موتور سيكلت‏شد تا ماجرا را به كلانترى گزارش دهد،اما هيجان وناراحتى او سبب شد كه با يك تاكسى تصادف كند و مجروح شود اكنون‏حال مرد وخيم است.(١) »

به عقيده شما مقصر واقعى در اين جريان كيست؟قضاوت آنرا به‏عهده خود خوانندگان ميگذارم.براى اين قبيل حوادث نظائر فراوانى‏سراغ داريد حتى در زندگى خود شما نيز به وقوع پيوسته است.

داروها و مواد خطرناك و سمى را حتى نفت و بنزين را در جايى‏بگذاريد كه دست‏بچه‏هاى كوچك و غير مميز بدانها نرسد،زيرا ممكن‏است در اثر نادانى آنها را بخورند و تلف شوند،آنگاه بايد عمري را داغدارباشيد،احتياط كردن ضرر ندارد ليكن در اثر غفلت و بى‏احتياطى صدهاخطر در كمين شما است،اطفال بيگناهى كه در اثر غفلت و نامرتبى پدر ومادر تلف شده و ميشوند فراوانند كه برخى از آنها در صفحات روزنامه‏ها ومجلات منعكس ميشود.از باب يادآورى به نمونه‏هاى زير توجه فرماييد:

خواهر و برادر خردسالى به نام اصغر ٦ ساله و عالم چهار ساله‏محتويات يك ظرف پر از محلول‏«د.د.ت‏»را به جاى دوغ نوشيدند،و عالم در گذشت،اين دو بچه در خانه تنها بودند، هنگامى كه احساس تشنگى‏كردند چون آب در دسترس نداشتند محلول گرد«د.د.ت‏»را به تصور دوغ‏نوشيدند.

مادر بچه‏ها در بيمارستان اظهار داشت:«ديشب مقدارى‏«د.د.ت‏»را حل كردم تا در زير زمين خانه نزديك لانه موشها بپاشم كه اين حادثه‏رخ داد.»(٢)

«دو كودك به جاى آب ظرف نفت را سركشيدند و يك كودك‏پنج ساله ده قرص پا درد مادرش را خورد،در بيمارستان بسترى شدند.(٣) »

در خاتمه يادآور ميشوم كه البته نظم و انضباط خوب است ليكن نه‏به حدي كه از شما و شوهرتان سلب آسايش كند،اگر از حد متعارف و عادى‏گذشت‏به وسواسيگرى و سلب آزادى منجر ميشود كه خود آن يكى ازمشكلات بعضى خانواده‏ها به شمار ميرود و ممكن است‏سبب جدايى وافتراق واقع شود.به نمونه زير توجه فرماييد:

«مردى ميگويد:از دست پاكيزگى‏هاى عجيب و غريب همسرم‏ديوانه شدم،از اداره خسته و كوفته ساعت ٥/٤ بعد از ظهر كه برميگردم‏بايد حتما هفت مرتبه دست و پايم را در آب حوض كه يخ بسته كر بدهم،كفشم را جاى مخصوص بگذارم و سرپايى مخصوص منزل را بپوشم. توى‏دستشويى سرپايى مخصوص گذاشته،در آشپزخانه و هال و همه جاى‏خانه،لباس را بايد به جالباسى مخصوص بياويزم و از جالباسى‏مخصوص بردارم،اگر اجازه بدهد سيگار بكشم بايد حتما در اتاق مخصوص بكشم كه همه جا بو نگيرد،خلاصه من كه يك عمر به راحتى وآزادى گذرانده‏ام در عرض چهار سال زندگى زناشويى از هر زندانى‏بدبخت‏تر شده‏ام،چه لزومى دارد كه آدم آنقدر زياد اهل نظافت‏بى‏جهت‏باشد.اين وسواس است و من از وسواس بيزارم(٤) ».

در هيچ كارى افراط و تفريط خوب نيست‏بلكه ميانه‏روى در هرحال اصلح است،نه بقدرى بى‏انضباط باش كه اوضاع زندگيتان شوريده‏و بى‏حساب باشد نه آنقدر در حفظ انضباط زياده‏روى كن كه به‏وسواسيگرى منجر شود و راحتى را از شما بگيرد.

تهيه غذا

يكى از امور مهم خانه‏دارى پخت و پز و تهيه غذاست.مراتب‏كاردانى و سليقه بانوان را به اثبات ميرساند.يك خانم كدبانو و با ذوق باصرف بودجه كم بهترين و خوشمزه‏ترين غذاها را تهيه ميكند.اما يك‏خانم بى‏سليقه هم زياد بودجه صرف ميكند و هم غذايش دلچسب نخواهدبود. خانمى كه بتواند غذاهاى لذيذ و مطبوع تهيه كند.بدين وسيله‏شوهرش را به خانه و زندگى علاقه‏مند ميسازد،و كمتر اتفاق مي افتد كه به‏هوس خوردن غذاهاى لذيذ به مهمانخانه و هتل برود.

رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود:«بهترين زنان شما زنى است‏كه خودش را خوشبو كند و در طبخ غذا مهارت داشته باشد و اقتصاد را ازدست ندهد.چنين زنى يكى از عمال و كاركنان خدا خواهد بود.و عامل‏خدا هرگز با شكست و پشيمانى مواجه نخواهد شد(٥) ».

در اينجا نمى‏توان در فن طباخى وارد شد و انواع غذاها و طرزتهيه آنها را تشريح كرد و اصولا از عهده نگارنده ساخته نيست،ليكن‏خوشبختانه كتابهاى خوبى در اين باره به وسيله آشنايان به فن طباخى وتغذيه نوشته شده در دسترس است،ميتوانيد آنها را بخوانيد و از تجربيات‏و سليقه شخصى خودتان نيز استفاده نماييد و غذاهاى خوشمزه و مفيد تهيه‏كنيد،ليكن تذكر چند مطلب ضرورت دارد:

مطلب اول-غذا خوردن فقط براى لذت بردن و پر كردن شكم‏نيست.بلكه منظور بزرگترى در كار است.انسان بدان جهت غذا ميخورد كه‏موادي را كه براى حفظ سلامت و ادامه حيات سلولهاى بدن ضرورت داردبه آنها برساند،مواد لازم در انواع غذاها و ميوه‏ها و سبزيجات و حبوبات وگوشتها پراكنده‏اند،و به طور كلى به شش دسته تقسيم ميشوند:

اول-آب.

دوم-مواد معدنى مانند:كلسيم،فسفر،آهن،يد،مس.

سوم-مواد نشاسته‏اى.

چهارم-چربيها.

پنجم-پروتئين.

K C ويتامين اويتامين B ويتامين ششم-انواع ويتامينها مانند:ويتامين

بيشتر وزن بدن انسان را آب تشكيل ميدهد.آب غذاهاى جامد راحل ميكند تا به وسيله روده جذب شوند،درجه حرارت بدن را تنظيم ميكند،مواد معدنى براى رشد و نمو استخوانها و دندانها و تنظيم كار عضلات‏ضرورت دارند،مواد نشاسته‏اى و قندى توليد انرژى ميكنند، چربيها نيز انرژى و حرارت توليد ميكنند،پروتئين براى رشد بدن و تجديد سلولهاى‏كهنه ضرورت دارد.ويتامينها براى رشد بدن و استحكام استخوانها وتقويت اعصاب و تنظيم دستگاههاى بدن و سوختن غذاها در سلولهاضرورت دارند.

مواد مذكور براى حفظ سلامت انسان و ادامه حيات او كمال‏ضرورت را دارد،هر يك از آنها آثار خاصى دارد و گوشه‏اى از حوائج‏بدن‏را تامين ميكند،فقدان يا كمبود يا زيادى هر يك از اينها به حيات و سلامت‏انسان لطمه ميزند،و ممكن است‏بيماريهاى صعب العلاج و خطرناكى رابه وجود آورد.سلامت و بيمارى،طول عمر و كوتاهى آن،سلامت اعصاب وبيماريهاى روانى، شادى و افسردگى،زشتى و زيبايى و به طور كلى كليه‏حوادثى كه در بدن رخ ميدهد مربوط به كيفيت تغذيه انسان است.

ما از آنچه ميخوريم ساخته شده‏ايم،اگر انسان بداند چه چيز و چه‏مقدار بخورد كمتر بيمار خواهد شد،بدبختى اينجاست كه بدون توجه به‏احتياجات غذايى بدن و خواص و آثار خوردنيها شكمش را از غذاهاى‏خوشمزه پر ميكند و سلامت‏خويشتن را در معرض خطر قرار ميدهد،وقتى‏به خود مي آيد كه كار از كار گذشته و كارخانه ظريف بدن فرسوده و مختل‏شده است،در آن هنگام به اين طبيب و آن طبيب،اين دارو و آن دارو پناه‏ميبرد ليكن افسوس كه رنگ و روغن نمى‏تواند كارخانه فرسوده را ترميم‏كند،بدين جهت پيغمبر اسلام فرمود:«شكم مركز همه بيماريها است‏»(٦)

اتفاقا انتخاب غذا معمولا بر عهده بانوان است،پس صحت وسلامت‏خانواده در دست آنهاست، بنابراين يك بانوى خانه‏دار مسؤوليت‏بسيار سنگينى بر دوش دارد كه اگر اندكى در اين باره سهل انگارى كندممكن است‏خودش و شوهرش و فرزندانش را در معرض بيماريهاى‏سخت قرار بدهد،علاوه بر اينكه يك طباخ ماهرى است‏بايد يك‏غذاشناس كامل بلكه يك طبيب حاذق باشد،نبايد منظورش فقط پر كردن‏شكم اهل خانه باشد بلكه در وهله اول بايد موادي را كه براى حفظ سلامت وتامين حوائج غذائى بدن ضرورت دارد در نظر بگيرد،و تشخيص بدهد كه‏مواد لازم در كدام يك از خوردنيها و به چه مقدار وجود دارد،آنگاه بر طبق‏نيازمنديهاى گوناگون بدن از خوردنيها انتخاب كند و جزء برنامه خوراك‏قرار دهد،در عين حال سعى كند غذاهاى لازم و مفيد را به صورتى‏خوشمزه و دلپذير در آورده در اختيار خانواده قرار دهد.

پيغمبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود:«وظيفه زن نسبت‏به‏شوهرش اينست كه چراغ خانه را روشن كند و غذاى نيكو و شايسته تهيه‏ببيند(٧) ».

زنى به رسول خدا عرض كرد:«خدمت كردن زن در خانه شوهر چه‏فضيلتى دارد؟فرمود:در مقابل هر كاريكه براى اداره امور منزل انجام دهدخدا نظر لطفى به او ميفرمايد.و كسيكه مورد نظر خدا واقع گردد معذب‏نخواهد شد(٨) ».

مطلب دوم-احتياجات غذائى افراد هميشه يكسان نيست‏بلكه‏نسبت‏به سنين و احوال مختلف اختلاف پيدا ميكند،مثلا اطفال و جوانان‏چون در حال رشد و نمو هستند به مواد معدنى مخصوصا كلسيم نياز بيشترى دارند،بايد در برنامه غذائى آنها چيزهايى را داخل كرد كه از حيث‏مواد معدنى غنى باشند،همچنين افراد مذكور چون داراى حركت و فعاليت‏زياد هستند و بيشتر انرژى مصرف ميكنند به مواد انرژى‏زا مانند چربيها ومواد قندى و نشاسته‏اى بيشتر احتياج دارند،در تغذيه آنان بايد اين موضوع‏رعايت‏شود.

و همچنين احتياجات غذائى افراد نسبت‏به نوع شغلشان مختلف‏است:مثلا يك مرد كارگر احتياج بيشترى به چربيها و مواد قندى ونشاسته‏اى دارد،زيرا لازمه شغلش كوشش و فعاليت زياد است،اما كسيكه‏شغل راحت و آسانى داشته باشد به قدر يك كارگر احتياج به مواد مذكورندارد.برنامه غذاى تابستان با زمستان نيز يكسان نيست،برنامه غذاى يك‏بيمار نيز نميتواند با برنامه غذاى افراد سالم يكسان باشد،معمولا بايدبراى بيمار غذاى سبك و مقوى تهيه كرد،در مورد غذاى او بايد ازپزشك دستور گرفت،به هر حال يك خانم خانه‏دار بايد همه اين نكات رارعايت كند و بر طبق احتياجات افراد غذا برايشان تهيه كند.

مطلب سوم-يكى از نكات حساس و قابل توجه اينست كه وقتى‏سن انسان از چهل تجاوز كرد معمولا در معرض ابتلا به بيمارى چاقى‏قرار ميگيرد،شايد بعضيها چاقى را علامت‏سلامت مزاج بشمارند ليكن‏اين موضوع كاملا اشتباه است،چاقى يكى از بيماريهاى خطرناك شمرده‏ميشود و عوارض ناگواري را به دنبال دارد،اشخاص چاق در معرض ابتلاى‏به بيماريهاى قلبى،فشار خون،سخت‏شدن شريانها،بيماريهاى كليه و كبدو كيسه صفرا و مرض قند ميباشند،به تصديق پزشكان و تاييد آمارهاى‏شركتهاى بيمه افراد لاغر بيشتر از افراد فربه عمر ميكنند،وقتى سن انسان از چهل تجاوز كرد فعاليت‏بدن كمتر ميشود،در نتيجه، ميزان‏سوخت و ساز آن نيز تقليل مى‏يابد،بنابراين به چربيها و مواد قندى ونشاسته‏اى كمتر احتياج پيدا ميكند،در اين سنين دستگاه توليد نيروى بدن‏كه كالريها را به انرژى تبديل ميسازد كمتر كار ميكند،در نتيجه،كالريهاتبديل نشده در اطراف كمر و اطراف شرايين و اعضاء بدن جمع شده توليدچاقى ميكنند،بهترين علاج چاقى كم خورى است مخصوصا چربيها و موادنشاسته‏اى و قندى.

خانمى كه به شوهرش علاقه‏مند است‏به مجرديكه آثار و علائم‏چاقى را در او مشاهده نمود بايد فورا در برنامه غذائى او تجديد نظر كند،مواظب باشد پر خورى نكند،از مصرف چربيها و شيرينيها و خامه‏ممنوعش سازد،مواد قندى و نشاسته‏اى مانند نان و برنج از عوامل مهم‏چاقى هستند،كارى كند كه مرد از اينها كمتر مصرف نمايد،به جاى اينهااز مواد پروتئين‏دار مانند:تخم مرغ و جگر و گوشت گوسفند و گوساله وپرندگان و ماهى و پنير بيشتر در برنامه غذايى او بگنجاند،زيرا اينها هم‏رفع گرسنگى ميكنند و هم كالرى كمترى دارند، لبنيات نيز در اين سنين‏مناسب است،اگر از جانب طبيب ممنوع نباشد ميوه‏جات و سبزيجات نيزمناسب است،در اين باره با پزشك نيز مشورت كنيد و دستور بگيريد،رعايت همه اين نكات براى خانمى كه به شوهرش علاقه‏مند است كاملاضرورت دارد،در واقع حيات و سلامت‏شوهر به دست اوست،چون هرغذايى نزدش گذاشت ناچار تناول خواهد كرد.

ليكن اگر از شوهرت سير شده‏اى و هوس بيوه شدن نموده‏اى وميخواهى به طورى او را به قتل برسانى كه مورد تعقيب پليس قرار نگيرى و كسى از جنايت تو مطلع نشود خيلى آسان است،غذاهاى بسيار چرب وشيرين و خوشمزه تهيه كن و نزد شوهرت بگذار و با اصرار زياد به‏پرخورى تشويقش كن،تا ميتوانى نان و برنج در برنامه غذايش بگنجان،يك سفره رنگارنگ و زيبا برايش پهن كن،در اين صورت او تا بتواندشكمش را از اين غذاهاى لذيذ پر ميكند.

اگر بدين برنامه عمل كردى مطمئن باش فاصله چندانى با بيوه‏شدن ندارى،بزودى او را از دست‏خواهى داد،در عين حال از خدمات وپذيرائيهاى تو اظهار رضايت‏خواهد نمود.

ممكن است‏خواننده گرامى بگويد:برنامه غذائى مذكور براى طبقه‏يك و ثروتمندان خوب است كه به انواع غذاهاى لذيذ و گرانقيمت‏دسترسى دارند اما براى طبقه سه كه اكثريت ملت را تشكيل ميدهند و باتلاش شبانه روزى لقمه غذاى ساده‏اى بدست مى‏آورند قابل عمل نيست،اينگونه افراد چگونه مى‏توانند براى تامين حوائج عمومى بدن برنامه‏غذائى داشته باشند؟!

ليكن خواننده گرامى بايد بدين مطلب توجه داشته باشد كه‏خوشبختانه مواد ضرورى تغذيه بدن در همين غذاهاى ساده و طبيعى به قدركافى وجود دارد.اگر كدبانوى خانه از فن تغذيه و طبخ اطلاع كامل داشته‏باشد مى‏تواند از همين حبوبات و ميوه‏جات ساده مانند نخود و لوبيا وعدس و گندم و سيب و پياز و گوجه و هويج و انواع مختلف سبزيجات‏غذائى درست كند كه هم مطبوع باشد و هم مطابق بهداشت و حفظ الصحه‏ليكن كاردانى و سليقه لازم دارد.

-------------------------------------------

١-اطلاعات ٢٣ بهمن ماه ١٣٤٨

٢-اطلاعات دوشنبه ٢٦ تير ماه ١٣٥١

٣ - اطلاعات ١١ اسفند ماه ١٣٤٨

٤-اطلاعات ٣ بهمن ماه ١٣٥٠

٥-وسائل ج ١٤ ص ١٥

٦-بحار ج ٦٢ ص ٢٩٠

٧-مستدرك ج ٢ ص ٥٥١

٨-بحار ج ١٠٣ ص ٢٥١

مهماندارى

يكى از اموريكه براى هر خانواده‏اى كم يا بيش اتفاق مي افتدمهماندارى است،به طوريكه ميتوان آنرا از لوازم حتمى زندگى دانست،مهمان نوازى رسم خوبى است،دلها را با هم مربوط ميكند،باعث مودت ومحبت ميشود،كينه‏ها و كدورتها را برطرف ميسازد،همنشينى و رفت و آمدبا دوستان و خويشان يكى از بهترين تفريحات سالم بشمار ميرود.

پيغمبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود:«رزق مهمان از آسمان‏نازل ميشود.وقتى آنرا خورد، گناهان ميزبان آمرزيده مى‏شود(١) ».

امام رضاعليه‌السلام فرمود:«سخاوتمند از غذاى مردم ميخورد تااز غذايش بخورند.اما بخيل از غذاى مردم نمى‏خورد مبادا از غذايش‏بخورند(٢) ».

رسول خدا فرمود:«همنشينى با دوستان ايجاد محبت ميكند(٣) ».

امام محمد تقىعليه‌السلام فرمود:«نشستن با دوستان دل را زنده وعقل را بارور ميكند و لو اندك باشد(٤) ».

روان انسان در اين درياى متلاطم زندگى به آرامش احتياج دارد،چه آرامشى بهتر از اين سراغ داريد كه جمعى از دوستان و خويشان با وفادر انجمنى گرد آيند،مشكلات زندگى را موقتا به دست فراموشى بسپارند،با سخنان شيرين و دلپذير محفل انسشان را با صفا سازند، هم تفريح وتجديد نيرو كنند هم پيوند دوستى را مستحكم سازند.

آرى مهماندارى رسم بسيار خوبى است و كمتر كسى پيدا ميشود كه حسنش را انكار كند ليكن دو محذور بزرگ به وجود آمده كه اكثرخانواده‏ها تا بتوانند از زير بارش شانه خالى ميكنند و تا ضرورت اقتضانكند تن بدان نميدهند.

مشكل اول-تجملات زندگى و چشم و همچشميهاى بيجا زندگى‏را دشوار ساخته است، اسباب و لوازم منزل كه براى رفع احتياج وتحصيل راحتى بوده از صورت حقيقى خارج شده و به صورت تجمل وخودنمائى در آمده است،و همين موضوع مهمانيها و رفت و آمدهاى‏دوستانه را تقليل داده است،شايد اكثر مردم بى‏ميل نباشند كه با دوستان وخويشانشان رفت و آمد كنند ليكن چون نتوانسته‏اند بر طبق دلخواه اسباب‏و تجملات زندگى را فراهم سازند و زندگى خويشتن را ناقص مى‏پندارنداز رفت و آمد با دوستان امتناع دارند،يك فكر غلط دست و پاى مردم رابسته دنيا و آخرتشان را تباه خواهد ساخت.

خانم محترم،مگر دوستان براى تماشاى اسباب لوكس به منزل شمامي آيند،اگر چنين منظورى دارند بهتر است‏به فروشگاهها و موزه‏ها بروند،مگر نمايشگاه اشياء لوكس باز كرده‏ايد و براى خودنمائى آنها را به منزل‏دعوت مينماييد؟رفت و آمد براى انس و محبت و تفريح است نه براى فخرو مباهات و خودنمائى،مهمانها براى پر كردن شكم و تماشا به منزل شمانمي آيند بلكه مهمانى را يك نوع احترام ميشمارند،آنان هم از اين رقابتها وتجمل پرستيها بتنگ آمده‏اند و سادگى را دوست دارند ليكن اينقدر جرئت‏ندارند كه اين رسم غلط را پايمال سازند و خودشان را از اين قيد و بنداختيارى آزاد نمايند اگر شما با سادگى از آنان پذيرائى كنيد نه تنها بدشان‏نمي آيد بلكه خشنود هم خواهند شد،بعدا از همين روش ساده شما پيروى نموده بدون تكلف و سختى از شما پذيرايى خواهند كرد،در اينصورت‏ميتوانيد با كمال سادگى رفت و آمد كنيد و از نعمت انس و مودت بهره‏مندگرديد،بنابراين،اين مشكل را به آسانى ميتوان حل كرد ليكن قدرى‏جرئت و شجاعت لازم دارد.

مشكل دوم-كارهاى سنگين و دشوار مهماندارى است.خانم‏ناچار است در ظرف چند ساعت وسائل پذيرايى چندين نفر را فراهم‏سازد،و به همين علت غالبا بعض غذاها مطابق دلخواه از كار در نمى‏آيد،در آنصورت مرد از يك طرف ناراحت ميشود كه پول خرج كردم در عين‏حال آبرويم ريخت،زن از طرف ديگر ناراحت است كه زحمت كشيدم درعين حال پيش مهمانها آبرويم ريخت و زن بى‏سليقه‏اى معرفى شدم،بدتراز همه جواب نق نق‏هاى شوهرم را چه بگويم؟بدين جهت كمتر مجلسى‏پيدا ميشود كه بدون اضطراب و دلهره خاتمه پذيرد،همين امر باعث‏شده‏كه خانواده‏ها غالبا از مهمانى كردن گريزانند و از تصور آن به خود ميلرزند،البته ما هم تصديق داريم كه مهماندارى كار آسانى نيست،ليكن عمده‏اشكال از اينجا پيدا شده كه خانم مهماندار راه و رسم مهماندارى را خوب‏نميداند و ميخواهد در ظرف دو سه ساعت كارهاى بسيار زياد و دشوارى‏را انجام دهد،در صورتى كه اگر كاردان و با تدبير باشد ميتواند به خوبى وآسانى بهترين مجلس را برگزار كند،اكنون دو نمونه مهماندارى را برايتان‏مجسم ميسازيم هر كدام را بهتر پسنديديد ميتوانيد انتخاب نماييد:

نمونه اول-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:شب جمعه‏مهمان داريم،ده نفر از دوستان را براى صرف شام دعوت نموده‏ام،خانم‏كه از مهمانداريهاى گذشته خاطرات تلخى دارد از شنيدن نام مهمان قلبش به تپش افتاده بدين عمل اعتراض ميكند،بالاخره مرد با دليل و برهان والتماس و درخواست او را قانع ميسازد كه ترتيب اين مهمانى ضرورت‏دارد و به هر جور شده بايد وسيله آنرا فراهم سازى،از آنوقت تا روزپنجشنبه با نگرانى و اضطراب به سر ميبرند،بالاخره روز پنجشنبه فرا رسيددر اين روز بايد وسائل پذيرائى فراهم شود،خانم يا آقا براى خريد جنس‏از منزل خارج ميشود،در بين راه فكر ميكند چه چيزهايى را بايد خريدارى‏نمايد.بالاخره چند رقم جنس مورد لزوم را خريده نزديك ظهر به منزل‏برميگردد، عمليات خانم بعد از ظهر شروع ميشود،ناهار را خورده ونخورده از جا برخاسته مشغول كار ميشود،ليكن كار كه يكى دو تا نيست،خودش را در مقابل انبوهى از كارهاى دشوار مشاهده ميكند مثلا بايدسبزيها را پاك نموده بشويد و خرد كند،سيب زمينى و پياز را خرد كند،لپه‏ها را پاك كند،برنج را پاك نموده خيس كند،گوشتها را خرد كند،ميخواهد دو سه رقم خورش بپزد و احيانا مرغ سرخ كند،كباب بپزد،چلوبپزد،قند خرد كند،ظرفها را بشويد،اتاق پذيرايى را مرتب سازد،همه اين‏كارها را ميخواهد دست تنها يا با يك كمك انجام دهد،با عجله واضطراب مشغول ميشود،ميخواهد سبزى خرد كند ولى نميداند كاردكجاست،قدرى اين طرف و آن طرف ميگردد تا پيدايش كند،ميخواهدخورش بپزد،مى‏بيند فراموش كرده پياز بخرد،برنج را بار گذاشته مى‏بيندنمك نيست،يكى را ميفرستد دنبال خريد پياز و نمك،به هر يك از وسائل‏طباخى احتياج پيدا كند بايد مدتى بگردد تا پيدايش كند،به سر خدمتكار دادميزند،به دخترش نفرين ميكند،با پسرش دعوا ميكند،در وسط كار نفت‏چراغ طبخ يا گاز تمام ميشود،اى خدا ديگر چه كنم؟ در همين حال زنگ درب منزل به صدا در آمده مهمانها يكى پس ازديگرى وارد ميشوند،مرد بيچاره كه از اضطراب و ناراحتيهاى همسرش‏خبر دارد از آنان استقبال ميكند،پس از سلام و تعارف به سراغ چاى ميرودليكن مشاهده ميكند كه هنوز سماور را روشن نكرده‏اند،به پسر يا دخترش‏داد ميزند چرا سماور را روشن نكرده‏ايد، بالاخره بعد از ساعتى چاى‏درست ميشود اما مى‏بيند قند خرد كرده ندارند،تازه مشغول خرد كردن قندميشوند،بالاخره بعد از چندين مرتبه رفت و آمد چند استكان چاى نزدمهمانها ميگذارد،چشمش به مهمانهاست ولى دلش در آشپزخانه است،زيرا ميداند در آشپزخانه غوغاست،در مقابل سخنان شيرين دوستان لبخندسردى تحويل ميدهد اما دلش در اضطراب و از عاقبت اين مهمانى بيمناك‏است،بدتر از همه اينكه مهمان زن هم داشته باشند يا مدعوين از خويشان‏باشند،در اينصورت مرتبا از مرد مى‏پرسند پس خانم كجا تشريف دارد؟

مرد جواب ميدهد مشغول كار است الآن خدمت ميرسد،گاهى خانم‏ناچار ميشود در بحبوحه كار سرى به مهمانها بزند،با لبهاى خشكيده وقلب لرزان سلام و تعارفى ميكند اما مگر ميتواند چند دقيقه نزد آنها بماند؟

فورا عذرخواهى كرده برميگردد،بالاخره غذا تهيه ميشود ليكن غذاييكه‏در چنين شرائط و اوضاعى تهيه شود تكليفش معلوم است،بعد از اينكه ازآشپزخانه نجات پيدا كرده تازه ميخواهد سبزى پاك كند،ماست و ترشى ومربا در ظرفها بريزد،شربت و دوغ سالاد درست كند،ظرفهاى غذاخورى‏و تميز و آماده كند،بدبختى اينجاست كه وسائل و ظرفها هم جاى‏مخصوصى ندارند،هر يك از آنها را در جايى بايد پيدا كند،بالاخره شام‏حاضر ميشود، مهمانها غذا خورده خداحافظى ميكنند. نتيجه-اما غذاها يكى شور شده يكى بى‏نمك،يكى سوخته يكى‏نپخته،از كثرت اضطراب بعض غذاها را فراموش نموده‏اند سر سفره‏بگذارند،اما خانم در حدود ساعت دوازده از كار خلاص خواهد شد،اما باتن خسته و اعصاب ناراحت،از ظهر تا حال نتوانسته دقيقه‏اى استراحت‏كند،فرصت نداشته ساعتى با خويشان يا خانم مهمانها بنشيند صحبت كند،حتى نتوانسته به طور كامل سلام و احوالپرسى كند.

اما مرد جز ناراحتى و اضطراب چيزى عائدش نشده با اينكه پول‏زيادى خرج كرده غذاى مطبوعى نداشته،از تاسيس مجلس پشيمان است،ممكن است از شدت ناراحتى دعوا كند و خانم خسته را مورد سرزنش‏قرار دهد.

زن و شوهر نه تنها از اين مهمانى سودى نبرده‏اند بلكه ممكن است‏اسباب اختلاف و كشمكش واقع شود،اگر سالم در رفتند تصميم ميگيرندبعد از اين هوس مهماندارى ننمايند.

اما مهمانها چون به حالت اضطراب و پريشانى ميزبانها توجه دارندبه آنان خوش نخواهد گذشت.از خوردنيها و آشاميدنيها لذت نخواهندبرد،پيش خود ميگويند كاش اصلا به چنين مجلسى نرفته بوديم تا اين همه‏اسباب مزاحمت فراهم سازيم.

يقين دارم هيچيك از خوانندگان يك چنين مهمانى پر دردسرى رانمى‏پسندد و تركش را بر فعلش حتما ترجيح خواهد داد.

آيا ميدانيد علت اين همه ناراحتى و دردسر چيست؟تنها علتش‏همان نامنظم بودن زندگى و عدم آشنايى خانم به فن مهماندارى است.و الامهماندارى اينقدرها هم مشكل نيست. اكنون به نمونه دوم توجه فرماييد:

نمونه دوم-مرد وارد منزل شده به همسرش ميگويد:ده نفر ازدوستان را براى صرف شام شب شنبه دعوت نموده‏ام،خانم پاسخ ميدهد:

بسيار خوب،براى شام چى تهيه كنيم؟در اين مورد با هم مشورت نموده‏تصميم ميگيرند، آنگاه با صبر و حوصله تمام احتياجات و لوازم پذيرايى رابا قيد مقدار يك به يك روى كاغذ ياداشت مينمايند.باز هم يك مرتبه ديگربا دقت آنرا ميخوانند مبادا چيزى فراموش شده باشد.با يك بررسى ثانوى‏آنچه را در خانه موجود دارند رويش خط ميكشند،و چيزهايى را كه بايدخريد در صورت جداگانه‏اى يادداشت مينمايند،در سر فرصت آنها راخريدارى نموده در منزل ميگذارند،روز پنجشنبه كه هنوز يك روز به فرارسيدن موعد مقرر باقى مانده بعضی كارهاى روز جمعه را جلو مياندازند،مثلا خانم و آقا و فرزندانشان در موقع فراغت همكارى نموده سبزيها راتميز كرده خرد ميكنند،سيب زمينى و پياز را شسته آماده ميسازند،برنج راتميز كرده خيس ميكنند،لپه‏ها را پاك ميكنند،قندها را خرد ميكنند،نمكدانها را نمك كرده در جاى خودش ميگذارند،ظرفهاى مورد احتياج‏را تميز و آماده ميكنند،خلاصه: كارهايى را كه ميتوان جلو انداخت‏به طورتفريح انجام ميدهند.

صبح روز جمعه بعد از صرف صبحانه خانم بعضى كارها راانجام ميدهد مثلا گوشتها را خرد كرده كنار ميگذارد مرغهارا تميز كرده سرخ ميكند،سبزى و سيب زمينى را سرخ كرده كنارميگذارد،خلاصه بعضى كارها را پيش از ظهر انجام ميدهد،معلوم است همه اين كارها را با صبر و حوصله انجام ميگيرد و بر خانم چندان دشوار نخواهد بود،هم اين كارها را انجام ميدهدهم به ساير امور خانه‏دارى ميرسد،بعد از صرف ناهار و استراحت مشغول‏بقيه كارها ميشود،اما كار زيادى ندارد زيرا اكثر كارها قبلا انجام گرفته واسباب و لوازم زندگى هم مرتب است،در ظرف يكى دو ساعت،بدون دادو قال و عجله و شتاب بقيه كارها را انجام ميدهد،به طوريكه اوائل شب‏ديگر كار ندارد،آنگاه خودش را تميز و لباسهايش را عوض ميكند.سماوررا روشن نموده در انتظار آمدن مهمانهاست،اگر از خويشان و محارم‏باشند به استقبالشان ميرود،بدون اضطراب و نگرانى از آنها پذيرايى‏ميكند،در ضمن گاهى هم سرى به آشپزخانه ميزند،موقع شام با كمال‏راحتى سفره را آماده ميكند،اگر لازم باشد از شوهر و فرزندانش نيز دراين موقع استمداد مينمايد،به زودى و آسانى شام آماده ميشود.

مهمانها با كمال آسايش و خوشى شام را صرف ميكنند و به اين‏صورت خاتمه مى‏پذيرد.

نتيجه-اما مهمانها علاوه بر خوردن غذاهاى لذيذ و مطبوع ازنعمت انس و مودت نيز برخوردار شده با كمال آسايش گفته و شنيده‏اند،هرگز خاطره خوش آن شب و چهره بشاش ميزبان را فراموش نخواهندكرد،پذيرايى گرم او و سليقه و كاردانى كدبانوى خانه را ستايش خواهند كرد.

اما مرد ساعاتى از شب را با كمال آسودگى در كنار مهمانها نشسته‏بهترين تفريحات سالم را داشته است،از اينكه توانسته به نحو دلخواه ازدوستانش پذيرايى كند شاد و خوشحال است،و از وجود چنين بانوى‏كاردانى كه با ذوق و سليقه خويش مجلس را به خوبى برگزار نموده بر خودمى‏بالد،بيش از پيش به خانه و چنين بانوى شايسته‏اى علاقه‏مند خواهد شد. اما خانم چون لوازم پذيرائى را با صبر و حوصله و به طور عادى‏تهيه نموده خسته و وامانده نميشود، عصبانى و ناراحت نيست،پيش‏شوهرش و مهمانها هميشه سر بلند است،و خوشنود است كه توانسته بدون‏اضطراب و نگرانى به بهترين وجه از مهمانها پذيرايى كند،بدينوسيله‏لياقت و كاردانى خويش را به اثبات رسانده دل شوهرش را به دست آورده‏است.بعد از اينكه اين دو روش را ملاحظه فرموديد هر كدام را كه‏پسنديديد ميتوانيد انتخاب كنيد.